السيد محمد حسين الطهراني

97

معاد شناسى (فارسى)

اين همه عكس مِى و نقش و نگارى كه نمود * يك فروغ رخ ساقيست كه در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد * كز كجا سرّ غمش در دهن عام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم * اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه كند كز پى دوران نرود چون پرگار * هر كه در دايرهء گردش ايّام افتاد هر دمش با من دل سوخته لطفى دگر است * اين گدا بين كه چه شايستهء إنعام افتاد زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت * كآنكه شد كشتهء او نيك سرانجام افتاد « 1 » مبحث « وجه خلقى و وجه الهى » منافاتى با حوادث قيامت در ادلّه ندارد بارى آنچه را كه ما در اين بحث ذكر كرديم از طلوع و شهود وَجهُ الله در عوالم پس از مرگ و فناء و نيستى همهء موجودات به بطلان ادراك استقلال سلسلهء علل و معلولات ، منافات ندارد با آنچه در ظاهر آيات و روايات وارد است از آنكه در وقت قيامت ، خورشيد تيره مىشود ؛ و ماه منخسف ميگردد ؛ و آبهاى درياها به جوش مىآيد . زيرا كه هيچ بُعدى ندارد در اينكه هنگام قيامت كبرى ، اين وقايع هم واقعاً در زمين و آسمان بوقوع پيوندد . پس هم اخذ به ظاهر كرده‌ايم و هم اخذ به تفسير قرآن و تأويل آن فَلِلَّهِ الْحَمْدُ وَحْدَهُ .

--> ( 1 ) « ديوان حافظ » طبع پژمان ( سنهء 1318 ) ص 79 و 80